آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

554

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اغذيه را نيز شايان توجه تام ميدانستند . خوراك بايستى به قدر كافى رطوبت ( يعنى عنصر آب ) داشته باشد ، تا آثار مضره خشكى را بر طرف كند ، و به حد كافى حرارت ( عنصر آتش ) داشته باشد ، تا برودت را دفع نمايد ؛ بزعم آنان هوايى كه در خوراك است ، در هواى خالصى ، كه در تركيب مزاج هست ، جذب ميگردد ، و ماده خاكى غذا با عنصر خاك ، كه در تركيب مزاج هست ، آميخته مىشود . صحت بدن بسته به خوردن غذايى است ، كه خوب تركيب شده باشد ، به شرط آنكه اعتدال نگاهدارند « 1 » . كازارتلى « 2 » شباهت بعضى از نكات مندرجه در آن كتاب را با طب هندى دريافته و واضح كرده است . چون در قرن پنجم نسطوريان از كشور روم طرد شدند و به بين النهرين و ايران پناه آوردند ، مدارس مخصوص عيسويان تشكيل گرديد ، كه تدريس طب در آنها رواج داشت . مشهورترين مدرسهء طب مدرسه گندىشاهپور است ، كه پس از انقراض ساسانيان نيز باقى ماند ، و در قرون نخستين اسلامى مركز مهم علم طب بشمار ميرفت . از ميان مردمان ممتاز عهد خسرو اول ، يك نفر به نظر ما در اين مورد قابل ذكر ميآيد و او رئيس اطباء شاهى برزويه معروف است . از آثار او ترجمه‌هايى موجود است ، كه خودش نوشته ، و ابن المقفع آن را در مقدمه نسخه عربى كليله و دمنه ، كه شاهكار برزويه است ، قرار داده و ما از اين پس در باب كليلگ و دمنگ سخن خواهيم راند . ترجمه احوال اين طبيب بزرگ چنين شروع مىشود « 3 » :

--> ( 1 ) - ايضا فقره 52 - 49 . ( 2 ) - Casartelli ص 314 و ما بعد . ( 3 ) - بيرونى در كتاب الهند ( چاپ زاخو ، ص 78 . ترجمه ، ج 1 ، ص 159 ) عبارتى آورده است كه عباس اقبال در رساله ابن المقفع خويش و گابريلى - al - Muqaffa ) L . Opera d . lbn مجله مطالعات شرقى Riv . degli Studi Orientali -